زبان بختیاری<ب>
۲-بنگشت،bangesht:گنجشک
۳-بلیط،balet:بلوط
۴-بورگ،borg:ابرو
۵-برچ،berch:براق
۶-بوو،bavoo:پدر
۷-بگش،begosh:باز کن
۸-بنگ،bang:صدا زدن
۹-بالنده،balendh:پرنده
۱۰-بیگ،beg:بزغاله
۱۱-بی وی،bi vi:لقبی ست اشرافی وبزرگ که برای زنان بزرگ بکار می رود.
۱۲-بور،boor:قهوه ای
۱۳-بن،ban:درخت میوه ای است در مناطق گرمسیر.
۱۴-بن،ben:نگاه کن
۱۵-بهیگ،baheg:عروس
۱۶-باهی،bahi:یکی از لوازم خیش که به صورت خمیده می باشد.
۱۷-بلمی،balami:قایق بدون موتور
۱۸-بوت،bot:نوعی کفش
۱۹-بی ند،bi nad:شمارش کردن
۲۰-بردلون،bard lon:سنگ الود
۲۱-باهنده،bahndah:پرنده
۲۲-بغ،bagh:غورباقه
۲۳-بی لوم،bi lom:بگذارم
۲۴-بافه،bafa:بسته های چیده شده ی غلات
۲۵-به یو هم نیواستی،be you ham nivasti:منظور ادعایی بیش از این داری
۲۶-بهر،bahr:سهم
۲۷-بندل پیل،bandal pil:بسته ی پول
۲۸-بلکه،balka:هدیه ای که پدر ومادر داماد برای عروس می برند.
۲۹-بن وار،bon var:گوشه ی اطراق گاه
۳۰-بپندلیس،bapndlis:بخواب
۳۱-بلا،bela:گم شدن
۳۲-بیخ،bekh:ریشه
۳۳-بردار،bard ar:اسیاب خانگی
۳۴-به جسته،ba jesta:سریع حرکت کردن
۳۵-بلست،balst:وجب
۳۶-بورنی،bourni:صدای گاو
۳۷-بیت بند،bayt band:شاعر
۳۸-بن سیزن،ban sizn:نوعی گردنبند زنانه
۳۹-بستکون،bastkon:بغچه
۴۰-بل،bal:دارای گوشهای دراز
۴۱-بایم،bayom:بادام
۴۲-بازستن،bazastan:رقصیدن
۴۳-بی دنگ،bedong:بدون سر وصدا
۴۴-باورم نی بو،bavarom ni bo:باورم نمی شود
۴۵-بتروک،batorok:اهسته حرکت کن
۴۶-بلک،balak:کلیه
۴۷-بیو،biyo:بیا
۴۸-به گرد نیلس،bagard nils:قبولش ندارد
۴۹-بنییر،ben yar:نگاه کن
۵۰-به مهن،ba mahn:بمان
۵۱-بوینوم،bovinom:ببینم
۵۲-بال،bal:استین
۵۳-بهر،bahr:سهم
۵۴-بن جوله،bon jola،جوجه تیغی
۵۵-بند و بست، band vo bast:قرارداد
۵۶-برد گوری،bard gouri;سنگ کنده کاری شده
۵۷-بنه وا دو،bonvar:بدو
۵۸-بوم،bavoom:پدرم
۵۹-باش،bash;شایعه
۶۰-بیلس،bils;بگذارش
۶۱-به تیچ،ba tich:باشتاب
۶۲-به جسته،ba jesta:باشتاب
۶۳-
۶۴-
۶۵-
۶۶-
۶۷-
۶۸-
۶۹-
۷۰-
۷۱-
۷۲-
۷۳-
۷۴-
۷۵-
(با یاد خدای همیشه جاوید)