۱-برد،bard:سنگ

۲-بنگشت،bangesht:گنجشک

۳-بلیط،balet:بلوط

۴-بورگ،borg:ابرو

۵-برچ،berch:براق

۶-بوو،bavoo:پدر

۷-بگش،begosh:باز کن

۸-بنگ،bang:صدا زدن

۹-بالنده،balendh:پرنده

۱۰-بیگ،beg:بزغاله

۱۱-بی وی،bi vi:لقبی ست اشرافی وبزرگ که برای زنان بزرگ بکار می رود.

۱۲-بور،boor:قهوه ای

۱۳-بن،ban:درخت میوه ای است در مناطق گرمسیر.

۱۴-بن،ben:نگاه کن

۱۵-بهیگ،baheg:عروس

۱۶-باهی،bahi:یکی از لوازم خیش که به صورت خمیده می باشد.

۱۷-بلمی،balami:قایق بدون موتور

۱۸-بوت،bot:نوعی کفش

۱۹-بی ند،bi nad:شمارش کردن

۲۰-بردلون،bard lon:سنگ الود

۲۱-باهنده،bahndah:پرنده

۲۲-بغ،bagh:غورباقه

۲۳-بی لوم،bi lom:بگذارم

۲۴-بافه،bafa:بسته های چیده شده ی غلات

۲۵-به یو هم نیواستی،be you ham nivasti:منظور ادعایی بیش از این داری

۲۶-بهر،bahr:سهم

۲۷-بندل پیل،bandal pil:بسته ی پول

۲۸-بلکه،balka:هدیه ای که پدر ومادر داماد برای عروس می برند.

۲۹-بن وار،bon var:گوشه ی اطراق گاه

۳۰-بپندلیس،bapndlis:بخواب

۳۱-بلا،bela:گم شدن

۳۲-بیخ،bekh:ریشه

۳۳-بردار،bard ar:اسیاب خانگی

۳۴-به جسته،ba jesta:سریع حرکت کردن

۳۵-بلست،balst:وجب

۳۶-بورنی،bourni:صدای گاو

۳۷-بیت بند،bayt band:شاعر

۳۸-بن سیزن،ban sizn:نوعی گردنبند زنانه

۳۹-بستکون،bastkon:بغچه

۴۰-بل،bal:دارای گوشهای دراز

۴۱-بایم،bayom:بادام

۴۲-بازستن،bazastan:رقصیدن

۴۳-بی دنگ،bedong:بدون سر وصدا

۴۴-باورم نی بو،bavarom ni bo:باورم نمی شود

۴۵-بتروک،batorok:اهسته حرکت کن

۴۶-بلک،balak:کلیه

۴۷-بیو،biyo:بیا

۴۸-به گرد نیلس،bagard nils:قبولش ندارد

۴۹-بنییر،ben yar:نگاه کن

۵۰-به مهن،ba mahn:بمان

۵۱-بوینوم،bovinom:ببینم

۵۲-بال،bal:استین

۵۳-بهر،bahr:سهم

۵۴-بن جوله،bon jola،جوجه تیغی

۵۵-بند و بست، band vo bast:قرارداد

۵۶-برد گوری،bard gouri;سنگ کنده کاری شده

۵۷-بنه وا دو،bonvar:بدو

۵۸-بوم،bavoom:پدرم

۵۹-باش،bash;شایعه

۶۰-بیلس،bils;بگذارش

۶۱-به تیچ،ba tich:باشتاب

۶۲-به جسته،ba jesta:باشتاب

۶۳-

۶۴-

۶۵-

۶۶-

۶۷-

۶۸-

۶۹-

۷۰-

۷۱-

۷۲-

۷۳-

۷۴-

۷۵-